العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
223
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
نمائى كنند و فرشتهها بسا آدمى را در كارها كه از آن درماند كمك كنند ، چون چيرگى بر دشمن ، پرش در هوا ، و راه رفتن به روى آب ، و او را بويژه كه بيچاره باشد از بسيارى آفات نگهدارند . و اما پرى و ديو با برخى آدميان در آميزند و آنها را در جادو و طلسم و نير نجات يارى دهند . سپس در مقام دفع اعتراضى بر آمده كه بر اين قول وارد است و آن اينست كه فرشته و پرى و آدمى اگر جسمى آميخته از عناصر باشند بايد براى حس سالم ديدنى باشند ، مانند مركبات ديگر و گر نه رواست در حضور ما كوههاى بلند و آوازهاى هولناك باشند و ما آنها را نبينيم و نشنويم و عقل جازم است ببطلان آن طبق معمول ، و اگر غلبه لطيف باندازهايست كه ديده نشوند بايد هيچ بديده نيايند و زود متلاشى گردند و به كمتر سببى از هم بپاشند . و چنين نيست زيرا بطور تواتر گزارش شده كه برخى اولياء و انبياء آنها را ديدند و با آنها سخن گفتند و عمر درازى كردند با وزيدن بادهاى سخت و ورود در تنگناها و نيز اگر از مركبات مزاج دار بودند بايد صورت نوعى و مزاج خاصى داشته باشند كه اشكال مشخص را بايستند چون آميختههاى ديگر و شكلهاى گوناگون داشتن معنا ندارد . و جواب اعتراض اينست كه نپذيريم بايد چنين باشد و بايد چنين باشد زيرا اگر هر ممكنى آفريده خداى توانا و مختار است روشن است كه بسا خدا در ديده و در حالى ديد آنها را بيافريند نه در ديگرى و بندرت و خواست خود تركيب آنها را حفظ كند و شكل آنها را بگرداند . و بنا بر اثر طبع هر چيز هم ممكن است كه عنصر تيره آنها باندازهاى باشد كه يك چشم تواند آنها را ديد و چشم ديگر نتواند و در حالى ديدنى باشند و در حالى نباشند ، يا برخى اوقات از اجسام تيره پرده و روپوش بر خود گيرند و ديده شوند